فیکس لاس (Fixed Loss) چیست؟ چگونه سقف ضرر معامله را تعیین کنیم؟

قبل از ورود به معامله، یک عدد را مشخص کنید

فرض کنید یک موقعیت معاملاتی پیدا کرده‌اید و تحلیل شما نشان می‌دهد احتمال رشد قیمت وجود دارد.

 

نقطه ورود مشخص است و حد ضرر هم روی نمودار قرار گرفته است.

 

اما یک سؤال هنوز باقی مانده:

 

اگر این تحلیل اشتباه باشد، حاضرید چقدر ضرر کنید؟

اگر پاسخ این سؤال را قبل از ورود بدانید، تصمیم‌گیری درباره حجم معامله بسیار منطقی‌تر می‌شود.

اینجاست که مفهوم Fixed Loss یا فیکس لاس اهمیت پیدا می‌کند.

 

فیکس لاس دقیقاً چه چیزی را مشخص می‌کند؟

 

فیکس لاس یک روش برای تعیین مقدار مشخصی از زیان قابل‌قبول برای یک معامله است.

 

برای مثال، معامله‌گری با خودش قرار می‌گذارد:

«در این معامله بیشتر از ۳۰ دلار ریسک نمی‌کنم.»

 

۳۰ دلار در این مثال، مقدار ریسک ازپیش‌تعیین‌شده معامله‌گر است.

نکته مهم این است که Fixed Loss یک نوع سفارش معاملاتی نیست.

 

در واقع، فیکس لاس یک قانون مدیریت ریسک است که مشخص می‌کند اگر معامله برخلاف انتظار حرکت کرد، چه مقدار از سرمایه در معرض زیان قرار بگیرد.

حد ضرر یا Stop Loss یکی از ابزارهایی است که می‌تواند برای اجرای این برنامه مورد استفاده قرار گیرد

 

فیکس لاس از کجا شروع می‌شود؟

 

اشتباه رایج این است که معامله‌گر ابتدا حجم معامله را انتخاب کند و بعد محاسبه کند که در صورت فعال شدن حد ضرر چقدر ضرر خواهد کرد.

 

رویکرد منطقی‌تر برعکس است:

 

سرمایه → مقدار ریسک → حد ضرر → حجم معامله

 

یعنی ابتدا مشخص می‌کنیم چه مقدار سرمایه را حاضر به ریسک هستیم، سپس حد ضرر را بر اساس تحلیل بازار تعیین می‌کنیم و در نهایت حجم معامله را متناسب با این دو عامل انتخاب می‌کنیم.

 

CME Group نیز در آموزش مدیریت ریسک خود، تعیین محل منطقی حد ضرر و مقدار سرمایه در معرض ریسک را از عوامل اصلی تعیین اندازه موقعیت می‌داند.

چطور مقدار فیکس لاس را تعیین کنیم؟

 

یک روش رایج این است که ریسک را به‌صورت درصدی از موجودی حساب تعیین کنیم.

 

فرض کنید موجودی حساب شما ۲ هزار دلار است و تصمیم گرفته‌اید در هر معامله حداکثر ۱ درصد سرمایه را در معرض ریسک قرار دهید.

 

محاسبه به این شکل است:

 

۲۰۰۰ × ۰٫۰۱ = ۲۰ دلار

 

بنابراین حداکثر ریسک برنامه‌ریزی‌شده شما برای این معامله ۲۰ دلار خواهد بود.

 

البته ۱ درصد یک قانون قطعی برای همه معامله‌گران نیست. میزان ریسک باید با سرمایه، استراتژی، شرایط معاملاتی و تحمل ریسک فرد متناسب باشد. CME نیز درصد ۲ درصد را یک قانون اجباری نمی‌داند، بلکه آن را به‌عنوان نمونه‌ای از یک چارچوب مدیریت ریسک توضیح می‌دهد.

 

حالا نوبت حد ضرر است

 

فرض کنیم بعد از تحلیل نمودار متوجه شده‌اید که اگر قیمت ۳۰ پیپ برخلاف پیش‌بینی شما حرکت کند، تحلیل معاملاتی دیگر اعتبار ندارد.

پس حد ضرر شما ۳۰ پیپ با نقطه ورود فاصله دارد.

 

در این مرحله هنوز نباید حجم معامله را به‌صورت تصادفی انتخاب کنیم.

 

چون می‌دانیم:

 

حداکثر ریسک = ۲۰ دلار

 

و:

 

فاصله حد ضرر = ۳۰ پیپ

 

اکنون باید حجم معامله را طوری تعیین کنیم که رسیدن قیمت به حد ضرر، در شرایط عادی اجرای سفارش، تقریباً همان مقدار ریسک تعیین‌شده را ایجاد کند.

یک محاسبه واقعی‌تر

فرض کنید در یک معامله فارکس:

  • سرمایه حساب: ۲۰۰۰ دلار
  • ریسک مجاز: ۱٪
  • ریسک دلاری: ۲۰ دلار
  • فاصله ورود تا حد ضرر: ۴۰ پیپ
  • ارزش هر پیپ در حجم انتخابی: ۰٫۵ دلار

 

در این حالت:

 

۴۰ × ۰٫۵ = ۲۰ دلار

 

پس اگر قیمت به حد ضرر برسد، زیان محاسباتی معامله حدود ۲۰ دلار خواهد بود.

 

اینجا می‌توانیم ببینیم که فیکس لاس چگونه با پیپ و حجم معامله ارتباط پیدا می‌کند.

 

نکته مهم این است که ارزش هر پیپ ثابت نیست و به جفت‌ارز، اندازه موقعیت و ارز حساب بستگی دارد؛ بنابراین عدد ۰٫۵ دلار صرفاً مربوط به همین مثال است.

 

اگر حد ضرر بزرگ‌تر شود چه اتفاقی می‌افتد؟

 

حالا فرض کنید همان معامله را داریم، اما تحلیل بازار نشان می‌دهد حد ضرر منطقی باید ۸۰ پیپ فاصله داشته باشد.

 

ریسک ما همچنان ۲۰ دلار است.

 

اگر ارزش هر پیپ همان مقدار قبلی باشد، دیگر نمی‌توانیم همان حجم قبلی را نگه داریم.

 

چون:

 

۸۰ × ۰٫۵ = ۴۰ دلار

 

یعنی با همان حجم، ریسک معامله از ۲۰ دلار به ۴۰ دلار افزایش پیدا می‌کند.

 

پس اگر بخواهیم ریسک همچنان ۲۰ دلار باقی بماند، باید حجم معامله را کاهش دهیم.

 

اینجاست که یک اصل مهم مدیریت سرمایه مشخص می‌شود:

 

فاصله بیشتر حد ضرر، در صورت ثابت ماندن ریسک، به حجم کوچک‌تر نیاز دارد.

 

حد ضرر را برای حفظ فیکس لاس جابه‌جا نکنید

 

اینجا یکی از مهم‌ترین اشتباهات رخ می‌دهد.

فرض کنید تحلیل شما می‌گوید حد ضرر منطقی ۶۰ پیپ با نقطه ورود فاصله دارد.

اما وقتی حجم مناسب را محاسبه می‌کنید، متوجه می‌شوید حجم معامله کوچک‌تر از چیزی است که انتظار داشتید.

یک معامله‌گر بی‌تجربه ممکن است بگوید:

 

«پس حد ضرر را نزدیک‌تر می‌کنم تا بتوانم حجم بیشتری بگیرم.»

این کار می‌تواند منطق معامله را خراب کند.

حد ضرر باید جایی قرار بگیرد که بر اساس تحلیل، نشان دهد سناریوی معاملاتی دیگر معتبر نیست؛ نه جایی که صرفاً امکان استفاده از حجم بزرگ‌تر را فراهم کند. CME نیز در آموزش اندازه موقعیت بر همین ارتباط میان محل منطقی استاپ و مقدار ریسک تأکید دارد.

 

پس چه چیزی باید تغییر کند؟

اگر حد ضرر منطقی دورتر است، راه‌حل معمولاً کاهش حجم معامله است، نه نزدیک کردن مصنوعی حد ضرر.

اگر حد ضرر منطقی نزدیک‌تر است، در صورت ثابت بودن سایر شرایط، می‌توان حجم را متناسب با آن افزایش داد.

 

بنابراین بهتر است این ترتیب را همیشه حفظ کنیم:

 

تحلیل بازار → تعیین حد ضرر → تعیین ریسک → محاسبه حجم

 

نه:

 

انتخاب حجم → جابه‌جایی استاپ برای هماهنگ شدن با حجم

 

فیکس لاس و لات چه ارتباطی دارند؟

 

لات اندازه موقعیت معاملاتی را مشخص می‌کند.

 

هرچه حجم معامله بیشتر باشد، ارزش تغییرات قیمت نیز معمولاً بیشتر خواهد بود.

 

بنابراین اگر فاصله حد ضرر ثابت باشد، افزایش حجم می‌تواند مقدار زیان احتمالی را افزایش دهد.

 

به همین دلیل نمی‌توان گفت:

«من همیشه با ۱ لات معامله می‌کنم، پس ریسک معاملاتم ثابت است.»

 

ممکن است در یک معامله حد ضرر ۱۰ پیپ باشد و در معامله دیگر ۷۰ پیپ.

اگر حجم هر دو معامله یکسان باشد، مقدار ریسک آن‌ها نیز یکسان نخواهد بود.

 

فیکس لاس و پیپ را چطور کنار هم ببینیم؟

در بازار فارکس، پیپ واحدی برای اندازه‌گیری حرکت قیمت بسیاری از جفت‌ارزهاست.

وقتی حد ضرر را مثلاً ۳۰ پیپ تعیین می‌کنیم، هنوز نمی‌دانیم ضرر دلاری معامله چقدر است.

 

برای محاسبه ضرر باید حجم معامله و ارزش هر پیپ را نیز بدانیم.

 

به‌صورت ساده:

 

زیان احتمالی = فاصله حد ضرر × ارزش هر پیپ

 

و برای اینکه فیکس لاس رعایت شود، حجم معامله باید طوری انتخاب شود که این زیان از مقدار ریسک تعیین‌شده فراتر نرود.

فیکس لاس فقط برای یک معامله نیست

مدیریت ریسک نباید فقط به این سؤال محدود شود که:

 

«در این معامله چقدر ضرر می‌کنم؟»

یک سؤال مهم‌تر هم وجود دارد:

 

«اگر چند معامله پشت سر هم ضررده شوند، چه اتفاقی برای حسابم می‌افتد؟»

 

فرض کنید ریسک هر معامله ۲۰ دلار باشد.

اگر پنج معامله متوالی با ضرر بسته شوند:

 

۵ × ۲۰ = ۱۰۰ دلار

 

بنابراین علاوه بر ریسک هر معامله، داشتن یک حداکثر زیان روزانه یا دوره‌ای می‌تواند به کنترل ریسک کلی کمک کند. CME در چارچوب برنامه معاملاتی خود نیز به تعیین محدودیت‌های زیان و رعایت آن‌ها اشاره می‌کند.

 

فیکس لاس جلوی ضررهای احساسی را هم می‌گیرد؟

 

به‌تنهایی نه.

اما داشتن یک قانون مشخص می‌تواند تصمیم‌گیری را منظم‌تر کند.

 

مثلاً معامله‌گر می‌داند:

«بعد از رسیدن معامله به حد ضرر، معامله تمام شده است.»

 

در نتیجه احتمال اینکه حد ضرر را دائماً عقب ببرد یا برای جبران ضرر، حجم معامله بعدی را بدون برنامه افزایش دهد، کمتر می‌شود.

 

البته هیچ قانون مدیریت ریسکی نمی‌تواند به‌تنهایی رفتار هیجانی را از بین ببرد؛ اجرای منظم قانون اهمیت دارد.

فیکس لاس در بازارهای پرنوسان

در شرایط عادی ممکن است زیان معامله بسیار نزدیک به مقدار ازپیش‌تعیین‌شده باشد.

 

اما در بازارهای سریع، اجرای سفارش همیشه دقیقاً مطابق قیمت موردنظر انجام نمی‌شود.

 

اسلیپیج، گپ قیمتی، نقدشوندگی پایین یا جهش شدید قیمت می‌توانند باعث شوند قیمت اجرای واقعی با قیمت تعیین‌شده تفاوت داشته باشد.

 

بنابراین اگر فیکس لاس شما ۲۰ دلار است، نباید آن را به‌عنوان تضمین مطلق برای زیان دقیقاً ۲۰ دلاری در تمام شرایط در نظر گرفت.

فیکس لاس یا ریسک درصدی؟

در عمل، این دو مفهوم الزاماً رقیب یکدیگر نیستند.

 

می‌توان گفت:

فیکس لاس بر مقدار مشخص ریسک تمرکز دارد.

 

مثلاً:

 

۲۰ دلار در هر معامله

 

اما در روش درصدی:

 

۱٪ از حساب

 

مورد دوم با تغییر موجودی حساب، مقدار ریسک را نیز تغییر می‌دهد.

مثلاً اگر حساب از ۲۰۰۰ دلار به ۳۰۰۰ دلار برسد، ریسک ۱ درصدی از ۲۰ دلار به ۳۰ دلار تغییر خواهد کرد.

بنابراین انتخاب بین مبلغ ثابت و درصد ثابت به سیستم مدیریت سرمایه معامله‌گر بستگی دارد.

 

سه اشتباه که فیکس لاس را بی‌اثر می‌کنند

تغییر دادن استاپ برای افزایش حجم

اگر حد ضرر از نظر تحلیل ۵۰ پیپ است، صرفاً برای افزایش حجم نباید آن را به ۲۰ پیپ کاهش داد.

افزایش حجم بعد از ضرر

 

ضرر قبلی نباید بهانه‌ای برای افزایش ناگهانی ریسک معامله بعدی باشد.

 

نادیده گرفتن ریسک معاملات هم‌زمان

ممکن است هر معامله به‌تنهایی ریسک کمی داشته باشد، اما باز بودن چند موقعیت مرتبط با یکدیگر می‌تواند ریسک کلی حساب را افزایش دهد.

 

یک چک‌لیست ساده قبل از ورود

قبل از باز کردن معامله، این پنج سؤال را از خودتان بپرسید:

 

۱. اگر تحلیل من اشتباه باشد، کجا باید از معامله خارج شوم؟

 

۲. حداکثر زیان قابل‌قبول من چقدر است؟

 

۳. فاصله ورود تا حد ضرر چقدر است؟

 

۴. با این فاصله، حجم مناسب معامله چقدر است؟

 

۵. اگر این معامله ضررده شود، آیا هنوز می‌توانم طبق برنامه به معاملات بعدی ادامه دهم؟

 

اگر پاسخ این سؤال‌ها مشخص نیست، احتمالاً هنوز برای ورود به معامله آماده نیستید.

 

آیا فیکس لاس سوددهی را تضمین می‌کند؟

 

خیر.

 

فیکس لاس فقط مقدار ریسک را کنترل می‌کند.

 

این روش نمی‌تواند مشخص کند یک معامله برنده خواهد شد یا بازنده.

 

. حتی اگر معامله‌گر در تمام معاملات خود دقیقاً مقدار ریسک مشخصی را رعایت کند، باز هم ممکن است یک استراتژی معاملاتی در مجموع عملکرد ضعیفی داشته باشد

 

بنابراین مدیریت ریسک باید در کنار یک استراتژی معاملاتی معتبر، نسبت ریسک به بازده مناسب و نظم معاملاتی قرار بگیرد.

 

فیکس لاس را با این سه مفهوم اشتباه نگیرید

 

Fixed Loss:

مقدار زیان یا ریسک ازپیش‌تعیین‌شده.

 

Stop Loss:

سطح یا سفارش خروج برای محدود کردن زیان احتمالی.

 

Position Size:

اندازه یا حجم موقعیت معاملاتی.

 

رابطه این سه مفهوم را می‌توان به این شکل خلاصه کرد:

 

حد ضرر بر اساس تحلیل تعیین می‌شود؛ ریسک قابل‌قبول مشخص می‌شود؛

سپس حجم معامله بر اساس این دو محاسبه می‌شود.

 

 

سؤالات متداول

 

فیکس لاس چیست؟

 

فیکس لاس روشی برای تعیین مقدار مشخصی از زیان قابل‌قبول در یک معامله است و

بخشی از برنامه مدیریت ریسک محسوب می‌شود.

 

آیا فیکس لاس همان حد ضرر است؟

 

خیر. فیکس لاس مقدار ریسک مالی را مشخص می‌کند، در حالی که حد ضرر یک سطح قیمتی

برای خروج از معامله است.

 

آیا فیکس لاس باید همیشه یک مبلغ ثابت باشد؟

خیر. معامله‌گر می‌تواند مقدار ریسک را به‌صورت مبلغ مشخص یا درصدی از سرمایه تعیین کند.

 

اگر حد ضرر دورتر باشد، چه باید کرد؟

اگر مقدار ریسک ثابت باشد، معمولاً باید حجم معامله کاهش پیدا کند.

 

آیا فیکس لاس جلوی ضرر بیشتر را می‌گیرد؟

در شرایط عادی هدف آن محدود کردن ریسک است، اما عواملی مانند اسلیپیج و گپ می‌توانند

باعث شوند زیان واقعی با مقدار برنامه‌ریزی‌شده متفاوت باشد.

 

آیا فیکس لاس برای معامله‌گران تازه‌کار مفید است؟

تعیین سقف ریسک می‌تواند به معامله‌گر کمک کند قبل از ورود، میزان زیان احتمالی را در نظر بگیرد و از تصمیم‌گیری هیجانی جلوگیری کند؛ اما جایگزین آموزش و استراتژی معاملاتی نیست.

جمع‌بندی

 

فیکس لاس در ساده‌ترین تعریف یعنی:

 

قبل از ورود بدانید حداکثر چه مقدار از سرمایه‌تان را حاضر به ریسک کردن هستید.

 

بعد از مشخص شدن این مقدار، حد ضرر بر اساس تحلیل بازار تعیین می‌شود و

حجم معامله باید با فاصله حد ضرر و مقدار ریسک هماهنگ شود.

 

بنابراین یک معامله‌گر نباید از خودش بپرسد:

 

«با چه حجمی وارد شوم؟»

 

بلکه بهتر است ابتدا بپرسد:

 

«اگر اشتباه کنم، چقدر حاضر به ضرر هستم؟»

 

همین تغییر کوچک در ترتیب تصمیم‌گیری، فیکس لاس را از یک عدد ساده به بخشی از یک سیستم مدیریت ریسک تبدیل می‌کند.

منابع

مدیریت ریسک و تعیین حجم معاملات 

قانون تعیین میزان ضرر

مدیریت ریسک در معاملات

قیمت لحظه ای رمز ارزها

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده